یادگیری چیست و مراحل یادگیری چیست؟

یادگیری چیست و مراحل یادگیری چیست؟

در این مقاله می خواهیم در مورد یادگیری چیست و مراحل یادگیری چیست؟ صحبت بکنیم. احتمالا برای شما پیش آمده که کتابی را خوانده باشید و بعد از یک هفته یا یک ماه چیزی از آن به یادتان نیاید ولی آن لحظه ای که کتاب را خوانده ایم احساس کردیم که واقعا آن مطالب را یاد گرفته ایم.

یا اینکه در یک کلاس زبان انگلیسی یا پیانو ثبت نام می کنید و بعد از چند هفته که چند تا لغت انگلیسی یاد می گیرید یا یک آهنگ کوتاه را یاد می گیرید و بعد از چند وقت که بی خیال کلاس و یادگیری می شوید و همان چند تا لغت یا آهنگ کوتاه را فراموش می کنیم. در این مقاله می خواهیم در مورد یادگیری چیست و چطور یاد بگیریم صحبت کنیم.

اول باید بدانیم به راستی یادگیری چیست.

یادگیری چیست؟

اگر بخواهیم یادیگری را تعریف کینم، تعریف های بسیار زیادی را دیده یا شنیده­ایم از روانشناسان،دانشگاهیان، دانشمندان، متخصصان و … که هر کدامشان تعریف های خاصی از یادگیری دارند. در اینجا می خواهیم تعریفی ساده ای از یادگیری برایتان بگویم.

یادگیری، تغییر نسبتا پایداری است که بر اثر تجربه ایجاد می شود.

حالا این تغییر می تواند تغییر در رفتار، مهارت، دانش، عادت یا هر چیز دیگری باشد.

در اینجا می خواهیم فرآیند یادگیری را با هم بررسی کنیم و ببینیم وقتی می گوییم چیزی را یاد گرفتم، دقیقا” یعنی چی و چطور می شود یک چیز را برای یک عمر یاد گرفت. این چیز می تواند یادگیری زبان انگلیسی، کنترل خشم ،مهارت سخنرانی ، فروشندگی، ورزشی خاص یا هر چیز دیگری باشد.

مراحل یادگیری چیست؟

مرحله اول: ناتوانایی ناآگاهانه

در این مرحله ما نمی دانیم که نمی دانیم یعنی نمی دانیم که چنین مهارتی یا رفتاری را بلد نیستیم.

برای مثال یک فرد نوجوانی را در نظر بگیرید که فکر می کند رانندگی کردن را یاد دارد. این فکر کاذب از کجا به ذهنش رسید؟ وقتی تو تلویزیون می بینه همه دارند رانندگی می کنند و در جامعه همه دارند رانندگی می کنند و پدر و مادرش هم دارند رانندگی می کند و این فکر کاذب به ذهنش می آید که من هم یاد دارم و رانندگی کردن کاری ندارد.

یا کودکی را در نظر بگیرید که فکر می کند می تواند راه برود یا فکر می کند که می تواند خودش با قاشق خودش غذا بخورد چون می بیند همه این کار را به راحتی انجام می دهد و…

مرحله دوم: ناتوانی آگاهانه

یعنی می داند که نمی داند یعنی شخص آگاه می شود که مهارتی یا رفتاری را بلد نیست.

در مثال بالا، فرد نوجوان با همان فکر کاذب خود می رود پشت فرمان خودرو، که شروع به رانندگی کند ولی همین که دنده یک را جا می اندازد تا شروع به حرکت کند، خودرو خاموش می شود و یا به به درختی یا چیزی برخورد می کند.

تازه در این لحظه آگاه می شود که مهارت رانندگی کردن را بلد نیست.

یادگیری چیست و مراحل یادگیری چیست؟

مرحله سوم: توانایی آگاهانه

توانایی آگاهانه

در این مرحله شخص می داند که می داند یعنی می داند که چنین مهارتی را بلد هست.

در مثال بالا فرد نوجوان وقتی آگاه می شود که مهارت رانندگی را بلد نیست و می رود تو یک آموزشگاه رانندگی ثبت نام می کند و مثلا بعد از یک ماه آموزش و تمرین ، گواهینامه رانندگی را می گیرد.

در این مرحله فرد می داند که مهارت رانندگی را بلد هست اما باز هم در شروع کار باید با تمرکز کند و با صرف دقت و انرژی بالا رانندگی کند.

مرحله چهارم: توانایی ناآگاهانه

در این مرحله شخص آن مهارت یا رفتار را به صورت ناخودآگاه انجام می دهد.

همان فرد نوجوان بعد از اینکه گواهینامه اش را می گیرد بعد از مثلا حدود ۶ ماه تمرین رانندگی، به صورت ناخودآگاه رانندگی می کند و از رانندگی لذت می برد و حتی می تواند آهنگ گوش بدهد و…و بدون اینکه فکر کند که اول باید کلاج را با پای چپ فشار دهد و بعد باید دنده را با دست راست به سمت چپ و بالا بدهد و به یک میزان کلاج را با پای چپ بالا بیاورد و به همان میزان با پای راست گاز را فشار دهد و…

خیلی جالب هست که خیلی از آدم ها در همان مرحله اول هستند که نمی دانند که نمی دانند یعنی نمی داند که مهارت همسر داری را بلند نیست یا مهارت کنترل خشم را بلد نیست یا مهارت کسب و کار را بلد نیست.

ورشکستگی:

به طور مثال شخصی تو کسب و کار ورشکست می شود و از شخص سوال می کنند که چرا ورشکست شدی و آن شخص می گوید که کالاهای خود را به صورت چکی به مشتری های خود فروختم و اوضاع مملکت هم که نا به سامان است و مشتری ها چک های خود را پاس نکردند و من ورشکست شدم. ولی اگر کمی بیشتر دقت کنیم متوجه می شویم که در همین داستان چک، چند مهارت هست که اگر این شخص رعایت می کرد شاید وضعیت آن به ورشکستگی نمی انجامید یا خسارت کمتری می دید.

منظورم این است که اگر این شخص مهارت نه گفتن را بلد بود و به هر مشتری که درخواست چکی خرید کردن را می داد، به مشتری چکی نمی فروخت کارش به اینجا نمی رسید یا اینکه کمی در مورد شخصیت شناسی اطلاع داشت و به هر کسی که وارد مغازه می شد چکی جنس نمی داد و یا اینکه مهارت کاسبی کردن را بلد بود و برای هر مشتری یک سقف خرید چکی لحاظ می کرد، شاید کارش به اینجا نمی کشید.

جالب است که این بنده خدا می رود و کاسبی جدیدش را راه می اندازد و دوباره ورشکست می شود . چرا ؟ چون نمی داند که نمی داند . نمی داند که چنین مهارت هایی را بلد نیست، نمی داند که عدم تسلط در این مهارت ها باعث ورشکستگی اش شده است. برای موفقیت در کسب و کار باید هر روز مهارت های جیدیدی را یاد بگیریم.

یا شخصی که ازدواج کرده است و بعد از چند وقت از همسرش طلاق می گیرد و دوباره هم ازدواج می کند و دوباره هم طلاق می گیرد. تا وقتی که نداند دلیل این طلاق ها نبود یکسری مهارت ها مثل مهارت حل تعارض مهارت مدیریت خشم و… باشد نمی تواند تغییری در بهتر شدن زندگی خودش انجام دهد و ایراد را در همسر خود می داند.

مهم ترین قدم و اولین قدم این هست که بدانیم و آگاه شویم که چه مهارت هایی را برای بهتر کردن زندگی و کسب وکار خودمان نیاز داریم تا بتوانیم از طریق کتاب خواندن و شرکت در کلاس های آموزشی و با تمرین و تکرار بتوانیم شرایط زندگی و کسب و کار خود را هر روز قدمی بهتر کنیم.

خوب حالا مطالبی که در این مقاله در مورد یادگیری چیست و مراحل یادگیری چیست؟ خدمت شما عرض کردیم آیا الان یاد گرفته اید؟

اگر از شما بپرسم که سومین مطلب یا دومین مطلبی که در این مقاله در موردش  خوانده اید راجع به چی بود، آیا باید بروید و دوباره آن مطلب را بخوانید؟ یا دقیقا به یاد می آورید؟ منظور این است که  الان آگاه شدیم ولی هنوز کاملا و به صورت ناخودآگاه به آن مسلط  نشده ایم که هر وقت خواسته باشیم بدون لحظه ای فکر کردن به یاد آوریم ، پس با تمرین و مرور می توانیم بگوییم آن مطلب را یاد گرفته ایم.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *